الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )
43
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )
گرفته مىشد . - آنگاه مىافزايد : - چگونه چنين چيزى ( نقص قرآن ) ممكن است ؛ در حالىكه مسلمانان بر ضبط آيات و حروف قرآن - به شدت - همت مىكردند . بهويژه آنكه مىگويند در قرآن به اسامى بسيارى از منافقين تصريح شده بود . تصريح به نام منافقان ، چگونه با سيرهء پيامبر - كه همواره اسرار آنان را پوشانده و همچون ديگر مسلمانان با آنان رفتار مىنمود - سازگار است ؟ . - در پايان مىگويد : - شگفت است از عدهاى كه به سلامت و محفوظ باقى ماندن چنين احاديثى - كه در طول 1200 سال بر سر زبانها گشته و در كتابها نقل شده است - مىانديشند و معتقدند اين احاديث از نقصان به دور مانده است ؛ در غير اين صورت كاستى آنها آشكار مىگشت ؛ اما حكم مىكنند كه قرآن دچار كاستى شده و اين نقصان در تمام اين دوران مخفى مانده است » . 2 . ضرورت تواتر قرآن از جمله دلايل محكمى كه شبههء تحريف را از اساس باطل مىسازد ضرورت تواتر قرآن در مجموع و در سورهها و آيات و جملات تركيبى و كلمات و حروف و حتى در قرائت و تهجّى آن است ؛ چنان كه در بحث قرائات بيان داشتيم كه تنها قرائت صحيح همان قرائت مشهور و متداول مسلمانان است كه بر قرائت عاصم به روايت حفص منطبق است و به تواتر ثابت شده است . اگر چنين باشد كه ضرورتا قرآنيت هر حرف و كلمه و لفظ قرآن از دوره رسالت و در طول قرون و در تمام طبقات - به تواتر - ثابت شده باشد ، ديگر جايى براى احتمال تحريف باقى نمىماند ؛ زيرا آنچه ادعا مىشود از قرآن ساقط شده ، به واسطه خبر واحد به دست ما رسيده است و چنين خبرى هرچند سند آن صحيح باشد در اين باب حجت نيست ؛ بنابراين هر خبرى كه در اينباره ( كاستى قرآن ) به ما رسيده باشد چون خبر واحد است مردود بوده و به گويندهاش بازگردانده مىشود . آيت اللّه جمال الدين ابو منصور حسن بن يوسف ابن مطهر علامه حلى ( م 726 ) در كتاب نهاية الاصول الى علم الاصول به همين دليل استناد نموده است : « همگان بر اين نكته اتفاق دارند كه هرچه از قرآن به صورت تواتر براى ما نقل شده ، حجت